بوی خوش جهنم (4)

در شمالی ترین نقطه قبرستان نزدیک به جنگل درختهای گردو، دو بال سفید کشوده را دیدم که از دو سمت سنگ عمود بر قبری بیرون زده بود . سانسرام به سمت دو بال حرکت کرد و در حال حرکت به هیبت انسانی اش درامد .آهسته برگشت رو به من و همانطور که عقب عقب میرفت…

فایفه‌ی وارلاک

فایفه فلوتی کوچک با صدایی ریز است؛ صدایش همچون پیکولو است، اما به خاطر گلوگاه باریک ساز تیزتر و بلندتر. فایفه در اروپای قرون وسطی به عنوان ساز جنگی و مارش استفاده می‌شد. اسم فایفه از Pfeife آلمانی گرفته شده، که خود از Pipare لاتین آمده، و به معنی لوله است. فافیه فلوتی ساده و…

حقیقت!

در هزارتوی پیچیده ی ذهن هزاران کرم لانه کرده است. و من هر روز باید از کنار این کرم های فکر بگذرم. ببینمشان و عبور کنم. و دنیای بهتری بسازم. رو در رو با آینه دیدن هزاران چروک ریز و درشت خوشایند نیست می ترسم ولی روبرو می شوم با هر نقصی روبرو می شوم.…

معرفی کتاب داستان دو شهر (نوشته چارلز دیکنز)

داستان دو شهر از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد داستان دو شهر (۱۸۵۹ میلادی) (به انگلیسی A tale of two cities) رمانی نوشته چارلز دیکنز است که داستانش در لندن و پاریس، قبل و در طول انقلاب فرانسه رخ می‌دهد. این رمان با فروش ۲۰۰ میلیون نسخه در جهان، به همراه کتاب شازده کوچولو (به زبان فرانسوی)، پرفروشترین کتاب‌های تک‌جلدی جهان در تمام دوران‌ها است. همچنین…

یلدای امسال

  از طرف سیاهپوش *** از طرف شاواسب *** و در این جا هزاران سال است که تاریکی است. اما همیشه این گونه نبوده و همیشه این گونه نخواهد بود. روایت است که چون غبار بنشیند و چون پراکندگان باز آیند در لحظه ای موعود دست به دست بر گرداگرد آتشی پای کوبان ارواح گذشتگان…

بوی جهنم (3)

     امشب هم تکیه داده بودم به سنگ قبری که خواهرم قبلا در آن دفن شده بود . و آواز یا همان نیایش سانسارام را گوش می‌دادم . قصد کرده بودم که امشب حتما حتی اگر شده در حدد سلام کردن هم با او صحبت کنم . معمولا نیایش‌اش که به پایان می‌رسید به تیرک…

اشوزدنگهه

به خانه که رسید به فکر عبدالله و زبیده بود که اینک آب‌های بسیاری پیموده و یقینا در آغوش هم به حال رازگویی بودند. توی نیم تاریکی در کلون دار چوبی دو لتی را باز کرد و داخل شد. از حیاط و کنار طویله عبور کرد و به روی ایوان رفت. آن را دور زد…